محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
107
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
اينباره اين تيميه گفته است : اين كه كسانى معتقدند همهء تورات از آغاز تا پايان دستكارى شده و هيچ چيز دست نخورده در آن نمانده است ، سخن درستى نمىنمايد ، همانگونه كه سخن آنان كه گفتهاند در تورات هيچ دستكارى و دگرگونى نشده است ، نيز درست نيست . درست اين است كه بىگمان ، به گواهى بررسى و بازبينى خود تورات ، دستكارىها و دگرگونىهايى در آن انجام گرفته و كم و بيشهايى بدان راه يافته است ، همانگونه كه در معانى آن دست بردند ، و اين چيزى است كه با اندك تأمّل آشكار مىگردد . « 1 » از اين روى سخن برخى از خاورپژوهان درست نيست كه گفتهاند : داستانهاى قرآنى بيشتر از تورات و انجيل گرفته شده است ، « 2 » و سخن گروهى از پژوهشگران عرب پيرو آنان كه گفتهاند : قرآن كريم اينگونه گزارشها را با تورات و انجيل و يا با آنچه يهوديان و مسيحيان مىدانستهاند ، همخوان و همآهنگ آورده ، تا چنين پنداشته شود كه مقياس صدق و صحت آنها از ديدگاه تاريخى ، و نيز از ديدگاه دلالت آنها بر نبوت و رسالت ، اين است كه با آنچه يهوديان و مسيحيان باور دارند ، يكسان باشند . « 3 » يكى از اينان « مالك بن نبى » است كه مىگويد : قرآن همسانى شگفتى با كتاب مقدس ( تورات و انجيل ) دارد كه در آن تاريخ پيامبران از ابراهيم تا زكريا و يحيى و مريم و مسيح به گونهاى پياپى آمده است و داستانهاى قرآن گاه تكرار و بازآورد يكى از همان داستانهاى كتاب مقدس است و گاه داستانهايى است ويژهء خود قرآن كه در آن كتابها نيامده است ، مانند داستان هود ، صالح ، لقمان ، اصحاب كهف ، و ذو القرنين . « 4 » شگفت اين كه نويسندهء كتاب ، من روائع القرآن ، دكتر بوطى ، با برداشتى نه چندان درست از سخن او گفته است : داستانهاى قرآن يكسره با اخبار و داستانهايى كه در تورات و انجيل به درستى عرضه شده ، همآهنگ و همخوان مىباشند و اين خود آشكارا نشان مىدهد كه قرآن وحى خداست و نه سخنى دروغين و برخاسته . « 5 » و من در شگفتم كه چرا دكتر بوطى اين سخنان را بىهيچ نقد و نظرى نقل كرده است ،
--> ( 1 ) . ابن كثير ، البداية و النهاية ، 2 / 149 . ( 2 ) . گلدزيهر ، العقيدة و الشريعة فى الاسلام ، ترجمه دكتر محمد يوسف موسى ، 12 ، 15 ؛ نيز : AlfredGuillaume , Islam ، ) PelicanBooks ( ، 1964 ، p . p . 61 - 62 . ( 3 ) . محمد احمد خلف اللّه ، الفن القصص فى القرآن الكريم ، قاهره ، 1953 م ، 22 ، نيز ص 27 - 28 ، 45 ، 174 ، 177 ، 182 . ( 4 ) . مالك بن نبى ، الظاهرة القرآنية ، 251 . ( 5 ) . من روائع القرآن ، دمشق ، 1972 م ، 221 .